تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟

محبوب من کجایی...؟

آقاجان!

در چشم هم نهادنی نیمه ی شعبان هم گذشت و نیمه ی رمضان هم. اما من همچنان همانم که بودم!!!

قرار بود کمکم کنی آدم شوم ! پس چرا هنوز ...؟؟؟

نه! شما کریم من اولاد الکرامی و با کریمان کارها دشوار نیست. پس حتماً خودم هنوز خوب مهیا نشده ام برای میزبانی و لیاقت کرم شما.

هرچند او که تو را به من شناسانده، می گفت این طور نیست که تو منتظر بمانی تا ما بیاییم. که اگر این گونه بود که ...!!! می گفت کافی ست ما بخواهیم، آن گاه تو خود به سراغ ما می آیی. او می گفت تو پدر مهربان مایی و پدر مهربان فرزندش را هرچند هم چموش، به حال خود رها نمی کند، حتی آن گاه که از او ناراحت و دلگیر باشد. او که تو را شناخته بود این گونه تو را به ما شناساند. می گفت هرچه می خواهید فقط از او بخواهید. فرزند جز پدرش کس دیگری را ندارد. به او بگویید شما پدر من هستید، اگر این جا نیایم کجا روم؟؟؟

و حالا پدر مهربان!

این فرزند خطاکار توست که می خواندت!

"... وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُتَحَیّرَ اِلّا الدّلیل؟؟؟ "

تا این ماه مبارک به پایان نرسیده، معرفت می خواهم به همراه عمل.

معرفت توام با عمل.

همین!

***

پی نوشت:
۱- این روزها مصادف با سالگرد پرواز روح آسمانی بزرگ مردی است که امامم را با معارف حقه ای که او تعلیم داده شناخته ام. هم او که امامم را به من شناسانده. قرین رحمت واسعه ی الهی باد. فاتحه ای نثار روح بلندش می کنیم.
۲- شب قدر است، بیا قدر بدانیم کمی... !

+نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت3:20 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |