|
قلم! چه می کنی؟ از که می خواهی بنویسی؟ آخر من و تو کجا و آنان که در حسینیه ی سیدالشهدا-علیه السلام- همچون اربابشان با بدن های تکه تکه شده به دیدارش شتافتند؟
من و تو کجا و آنان که در هنگام زمزمه ی تمنای وصل، لبیک به نوای خویش را شنیدند و با ذکر نام محبوب، آسمانی شدند؟ نه! این وادی دیگر جای من و تو نیست! ما و سخن از شهادت...؟؟؟ هنوز کوچکیم برای این حرف ها! پس ای قلم! آرام بگیر و بگذر! فقط بنشین به تماشا! چون در سرشان عشق حسین بن علی بود آخر به وصـــــال رخ محبــــوب رسیدند
سالی دیگر هم بدون درک حضورت گذشت...
وای بر من! هرچند این از بی معرفتی ام نسبت به توست که حضورت را حس نمی کنم. خدا کند امسال دیگر سال ظهور باشد. نه! چرا امسال؟ درست آن است که بگویم امروز و حتی همین ساعت و لحظه... دریاب! دریاب! دریاب! ...و روزهای پایان سال از خوف نیامدنت چنین می خواندیم که: عشق از من و نگاه تو تکمیل می شود روزی تمـام مـن به تـو تبدیـل مـی شود موعود هفـــت سیــن اهــــورایـی بهــار امسال هم بدون تو تکمیل می شود؟؟؟ و چون بدون تو گذشت این چنین از دل ندا سر دادیم که: روزها بگذشت وتقويم زمان تکميل شد سالمان با صوت حول حالنا تحويل شد باز هم بر ما به خــاک افتـادگان درگهت صبح غمگين بدون حضرتت تحميل شد *** و خلاصه ی کلام این که: من به بهاران کارم نیست، روی تو جویم یا مهدی-روحی فداک-...
|
کجایی...؟![]()
محبوبم!
مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دیگر محبان محبوب
همایش نکوداشت اعتصامی ها
سخنان سردار اسرتیپ سدی در مراسم تشییع شهدا |